تبليغاتX
عشق بی پایان
بعضی قدر خود را نمی شناسند و خود را ارزان می فروشند.

دامی که بعضی گرفتارش می شوند نامه(فدایت شوم و برایت بمیرم)است.

بعضی هم در دام اگر تو نباشی من هیچم و...می افتند خدا می داند که پشت

این نگاههای مصموم ومحبتهای فریبا چه دره هولناک و شب تیره و بدبختی هول انگیزی نهفته است!

عشق های فردی و محبوبیتهای شخصی بویژه از نوع پنهانیش ازمونی حساس

و معبری لغزنده و جاده ای خطرناک است که بدون چراغ ایمان وعصای پروا و سپر خود سازی

انسان به راحتی می لغزد و به عمق دره پرتاب میشود. کافی است نور افکنی بیاندازیم وعمق این

تیرگیهای وحشتناک اما به ظاهر زیبا و پر جلوه و رنگارنگ را بنگریم.

سرگذشت دیگران یک اینه است اما چشم داشته باشیم.

شما که نمی خواهید خود را اتش بزنید.

شما که نمی خواهید گرفتار ای کاش و افسوس شوید مطمعنانه!پس مثل گوهر

شناسان قدر خود را بدانید و خود را مفت نبازید وارزان نفروشید.این تکرار همان حرف اول است.

که خواندید ولی...حرف تکراری نیست!

+| دوشنبه 1387/10/16ساعت 15:57 توسط اکبر |
با عضویت شما در خبر نامه شپیران دات کام بعد از یک

 هفته هر روز از جکهای خنده دار ـ اس ام اس ـاس ام

 اسهای خنده دار ـ ترفندهای یاهو وترفندهای تلفن همراه

عکسهای زیبای عاشقانه برخوردار می شویدپس وقت

 خود را تلف نکنید زود باشد در خبر نامه عضو شوید

+| جمعه 1387/09/01ساعت 10:0 توسط اکبر |

خداحافظ................. خداحافظ یاهو مسنجر................ خداحافظ وبلاگ ................خداحفظ بچه ها................من دیگه رفتم ..............خدا حافظ تا فردا صبح!


مگه می شه که پرنده بمونه بی اب و دونه......مگه می شه که قناری توی بغض اواز بخونه......اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم که تو بغض و گریه هاشم می گه:انرزی هسته ای حق مسلم ماست


به غضنفر می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟


معتاده وایساده بوده کنار خیابون به تاکسیها می گفته: عید عید یه راننده نگه می داره می گه : ما خیابونی به نام عید نداریم .معتاده می گه : ای بابا چقدر از ادم حرف می کشید منظورم شر بهاره دیگه !!!


اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنباله کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست

خیلی بی فرهنگ و بی شعوری................................................... در جامعه امروز بیداد می کنه

خدایا... اسلام را بر صهیونیسم،  لبنان را بر اسرائیل و نرگش را بر شوکت پیروز گردان... آمین!

LOVE
L : لنگت پیدا نمیشه
O : عمرمی
V : وجودمی
E : انگار  اشتباه فرستادم


انرژی ذغالی روزی به پایان میرسد ما خواهان فناوری هسته ای می باشیم (فدراسیون وافوری های ایران)


سلام امروز روز بزرگداشته پت و مته. این اس ان اس رو باید برای شبیه ترین فرد به این عزیزان فرستاد عزیزم روزت مبارک

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه.

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد.

افسوس... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که  دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد... برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو  منعکس شود.


روزی کـه دلـم پیش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردی کـه نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودی که برو.

هیچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها همیشه وفتی می ریزن كه فكر می كنن طلا شدن.
 
از من می خوای فراموشت کنم
هروقت تونستی برف روسیاه كنی... پر كلاغ رو سفید كنی.... آتش رو بوس كنی... توی آب یه نفس عمیق بكشی...  اون موقع  من میتونم فراموشت كنم.واگه نتونستی همیشه باهات هستم.

زیبایی عشق را بوجود نمی آورد بلکه عشق است که زیبایی به وجود می آورد

شعر عاشقانه غضنفر
بی تو هرگز

.
.
.

با تو بابام نمی زاره

سلام ببخشید بدموقع مزاحم شدم یه دو سه میلیون داری قرض بدی؟می خوایم پول جمع کنیم برای نرگس خونه رهن کنیم.تا مشت محکمی بر دهان استکبار بزرگ آقای شوکت زده باشیم.

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 19:1 توسط اکبر |


 

دخترک تایپ می کرد 7 

دست تندی هم داشت

دستهایش پل امیدش بودند

همه می گفتند دست تندی دارد

7: 

روزها از پی هم می رفت

خبری آمد

اولین زن به فضا رفت

خبری دیگر

قله ها فتح شدند به دست زنان

دخترک تایپ می کرد

جایزه ها بردند

دنیای دخترک، تایپ بود و بس

7: 

کم کم

از یادش رفت

آرزوهای قشنگ ، روزهای رنگارنگ

همه عاشق می شدند

قلب دختر لای کیبورد مانده بود

همه از یادش رفت

که چه ها می خواست

که چه ها می داشت

7: 

و

اگر روزی دستهایش یاریش نمی کردند

دیگر آن روز چه روزی بود؟

دیگر آیا چه جایی داشت؟

777 

دخترک هنوز هم، تایپ می کند

خدای مهربان

اگر وقت اذان،

به سویت آمد

اگر دل شکست و اشکش آمد

تو یاریش ده؛ آرزوهایش بر یادش آر

که چشم امیدش بر دست توانای تو می باشد و بس

7777

7:

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:55 توسط اکبر |

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری

هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت كنم.دختر لبخندی زد و گفت

ممنونم.


تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب

داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی كه من هیچوقت

نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود

اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده

نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی

افتاده؟دكتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید

استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست..!


دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون

 آن چنین نوشته شده بود:



سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم

ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه

قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت

موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)


دختر نمیتوانست باور كند..اون این كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده

بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره های اشك روی صورتش جاری شد..و به

خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نكردم...

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:53 توسط اکبر |

عشق  ابدی

پیرمردی  صبح  زود  از  خانه اش  بیرون  آمد.پیاده رو  در  دست  تعمیر  بود  به  همین  خاطر  در  خیابان  شروع  به  راه  رفتن  کرد  که  ناگهان  یک  ماشین  به  او  زد.مرد  به  زمین  افتاد.مردم  دورش  جمع  شدند  و  او  را  به  بیمارستان   رساندند.
پس  از  پانسمان  زخمها،پرستاران  به  او  گفتند  که  آماده  عکسبرداری  از  استخوانها  شود.پیرمرد  به  فکر  فرو  رفت.سپس  بلند  شد  و  لنگ لنگان  به  سمت  در  رفت  و  در  همان  حال  گفت  که  عجله  دارد  و  نیازی  به  عکسبرداری  نیست.
پرستاران  سعی  در  قانع  کردن  او  داشتند  ولی  موفق  نشدند.برای  همین  از  او  دلیل  عجله اش  را  پرسیدند.
پیرمرد  گفت::: زنم  در  خانه  سالمندان  است.من  هر  صبح  به  آنجا  می روم  و  صبحانه   را  با  او  می خورم.نمی خواهم  دیر  شود!
پرستاری  به  او  گفت:::شما  نگران  نباشید.ما  به  او  خبر  می دهیم  که  امروز  دیرتر  می رسید.
پیرمرد  جواب  داد:::متاسفم  او  بیماری  فراموشی  دارد  و  متوجه  چیزی  نخواهد  شد  و  حتی  مرا  هم  نمی شناسد.
پرستارها  با  تعجب  پرسیدند:::پس  چرا  هر  روز  صبح  برای  صرف  صبحانه  پیش  او  می روید  در  حالیکه  شما  را  نمی شناسد؟!
پیرمرد  با  صدای  غمگین  و  آرام  گفت:اما  من  که  می دانم  او  چه   کسی  است!

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:50 توسط اکبر |

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

من تو را دوست دارم و تو کسی دیگر را و کسی دیگر مرا ، و ... ما همه تنهاییم

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:46 توسط اکبر |

من آرزو ندارم که همه چیز برای همه مردم  باشم  .. 

ولی ...دوست دارم که اقلا  برای یه نفر یه چیزی باشم 

اگه شما به طور مداوم بخواین رفتار مردم رو سبک .سنگین کنین .. 

فرصتی برای دوست داشتنشون پیدا نخواهید کرد

دوسنی مرهمی بر دردها و  غصه های ما هست ..سختی هارو برای ما آسون میکنه 

..فشارهای روحی رو تخلیه میکنه

پناهگاهی هست برای مصیبت ها و  رنجهای ما .. 

مشاوری برای تردید ها   و روشنی بخش افکار مون

تو بهترین دوست من برای همیشه خواهی بود و ما همیشه با هم خواهیم بود 

 و جدا نمیشیم واگه تو قبل از من از دنیا بری 

 از خدا میخوام تو بهشت یه اتاق دو نفره واسه ما نگه داره 

زندگی و عشق مثل هم هسنن..همیشه راحت نیستن و همیشه شادی به همراه ندارن

..ولی وقتی ما نمیتونیم از زندگی هیچوقت دست بکشیم .. 

پس چرا از عشق دست بکشیم؟؟ 

ما همیشه کسی رو احتیاج داریم که بتونیم بهش پناه بیاریم  .. 

کسی که به هیچ چشمداشتی  همیشه با ما  میمونه 

پس وقتی از همه جا نا امید شدی و احتیاج به نیرویی داشتی که بهت کمک کنه که

بتونی ادامه بدی.. 

من هستم و بهت کمک میکنم و دستت رو خواهم گرفت 

شاید من هیچ وقت این شانس رو نداشتم که تو قرعه کشی ها برنده بشم 

شاید من هیچ وقت این شانس رو نداشتم که به یه سفر درست و حسابی برم

ولی این شانس رو دارم که با تو دوست باشم و  موقعیتی  هست که به دستش خواهم آورد  

دوستی مث سایه یه پناهگاه درختی  هست که تو رو گرم میکنه

وقتی که از سرمای غصه هات میلرزی ...مرهم  روح و قلب شکسته ات میشه 

 و وقتی که تو از درون دلت پر  خونه.. اونو با عشق و محبت  ترمیم و بانداژ میکنه 

دوستای واقعی وخوب مشکل پیدا میشن ..و ترک کردن اونا سخت و فراموش کردنشون غیر ممکنه 

دوستای خوبت رو دو دستی نگه دار 

بهتره که عاشق شده باشی و از دستش داده باشی تا این که هیجوقت اصلا عشق رو تجربه نکرده باشی 

مهمترین چیزی که یه پدر میتونه برای فرزندانش انجام بده... اینه که عاشق مادرشون باشه 

+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:44 توسط اکبر |
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن ************** عشق یعنی...! عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن ************** عشق یعنی...! عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمم,یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز ************** عشق یعنی...! عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچویوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من دریا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود
+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:41 توسط اکبر |
روی عکس کلیک

 نمایید.........

 

 

 

 

 


+| سه شنبه 1387/08/28ساعت 18:23 توسط اکبر |
آخرین نوشته ها
اين سایت را 
     صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

من اکبر صالحی هستم متولد1371 از استان اذر بایجان غربی شهر سلماس منطقه ی شپیران روستای دلزی
امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوبی را بگذرانید

طراح حرفه ای قالب های وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

:طراح قالب:
گالری قالب های زیبا و حرفه ای
POWERED BY
BLOGFA.COM

RSS






Powered by WebGozar


برو بالا